
مدیر مجله نقیض مرگ
از هراس آمیزش جنسی تا لذت بردن از آن
روانکاوی “میل جنسی” را در آدمی به نام “عامل مولد فشار جسمی و رو
انی“، و “لذت” را به منزله پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، می پندارد.
در فرهنگ «ما پارسی زبانان»، در پرورش و پرورش کودکانمان، به این پدیده لذت بردن به هیچگونه بها داده نشده است. در فرهنگ ما یکی از بزرگترین موتورهای اعمال ما، تصویری است که از خود به دیگران و به اجتماع می دهیم و به فرزندان مان نیز این را به نام بزرگترین انگیزه اعمال و تصمیم گیری هاشان، القا می کنیم.
بچه های ما، باید کارهایی انجام دهند تا در نظر دیگران «بچه خوبی» به نظر برسند. گاهی پیش می آید که به «لذت بردن» به نام عامل تعیین کننده انتخابشان بها دهیم. اگر کودکان مان را درحال انجام کاری لذت بخش ولی بیهوده مشاهده کنیم، آن کار را وقت هدر کردن تلقی می کنیم و چنانچه کودکان مان را به فعالیت هایی سوق می دهیم، بیشتر جنبه ی وجه اجتماعی و سودمند بودن آن را در نظر می گیریم، تا میزان دلبستگی و خوشایند بودن آن فعالیت را برای کودک.
می توان گفت هسته ی اصلی «میل جنسی«، غریزه ی جنسی است که خود را به گونه رانش نشان می دهد. می شود شخص ویژه ای نیز هدف این میل نباشد و تنها به گونه یک خواهش، یک نیاز بروز می کند. خواهشی که ریشه اش به عمل کرد بیولوژیکی مغز ارتباط دارد. گاهی همانند احساس گرسنگی و بدون اینکه نظر ما را بخواهد خودش را به ما تحمیل می کند. در بیشتر موارد عاملی محرک بیدار کننده امیال ماست. این محرک می تواند یک خواب یک فانتزی و یا یک پدیده ی بیگانه باشد
این محرک، به مغز ما نشانه هایی تصویری، صوتی و یا بویایی و … می فرستد. گیرنده های اعضای حسی ما (چشم ها گوش ها ، پوست…) این نشانه ها را به مغز ما منتقل می کند و میل در ما بیدار می شود.
حافظه نقش بنیادی در شدت بخشیدن به این امیال دارد. حافظه، موقعیت حال را با یادبود ی تجربه ی لذت در گذشته، آغشته می کند. تعریفی که از «میل جنسی» می دهیم هم، بر همین اساس است: «میل تجسم لذت در لحظه ی راستین و حال است»
- میل جنسی و کمبود
به راستی بر پایه چیزی که روان شناسان معتقدبودن، شدت میل جنسی ارتباط مستقیم به میزان «احساس کمبود» دارد. اگر فردی که به او گرایش داریم، در پیش ما باشد، به انگیزه اینکه احساس کمبود آسان تر می تواند ارضا شود، میزان میل نیز کمتر است. بر عکس وقتی فرد دست نیافتنی، دور یا بازداشته باشد، کمبود شدیدتر و برآیند اینکه میل ژرف تر است. «ژاک لاکان» روانکاو فرانسوی، تا آنجا پیش می رود که انسان را اینگونه تعریف می کند:
«انسان چیزی نیست به جز خواهش و فقدان»
به باور او، آدمی را در تمام درازای زندگی اش، یک احساس نبود، دنبال می کند. این احساس نبود ما را وادار می کند که همیشه در جستجو باشیم. در جستجوی چیزی و یا کسی که این احساس خلا را پر کند و بر این جستجوی بی پایان، خاتمه دهد. به باور او، زندگی کردن یعنی از فقدانی به نبود دیگر گذر کردن و نباید فراموش کرد که این احساس نبود بیش از اینکه منفی باشد، موتوری است که انرژی های ما را بسیج می کند و اگر در راه درست کانالیزه شود، خلاقیت های بیشماری را در زمینه های گوناگون در ما بیدار می کند
- «لذت» بازتابی از ارضای میل جنسی
وقتی امیال ما ارضا می شوند، احساس بسیار مثبتی ما را فرا می گیرد. این احساس را لذت می نامیم. در بسیاری از شهریگری ها، پدیده ی لذت به شدت سرکوب شده است و نتیجه آن که هنوز نیز در فرهنگ های گوناگون دید درستی در برابر پدیده ی لذت نیست. چنانچه بر پایه چیزی که دانشمندان و روانشناسان به ما می گویند، «ظرفیت لذت بردن» نه تنها پدیده ای روانی است، بلکه به گونه ای در بیولوژِی ما ثبت شده است. بخش بیولوژیک لذت، به سیستمی در مغز ما بر می گردد «هیپوتالاموس و مراکز لمبیک» و حتی مولکول های ویژه به خودش را دارد «آندومرفین» که از نرون های این مراکز تراوش می شود.هر فعالیت لذت بخش، این سیستم را به کار می اندازد و میزان آندومرفین را در خون بالا می برد. آب خوردن، غذا خوردن، ادرار کردن، ورزش کردن و به ویژه عشق بازی کردن، می توانند عامل این بالا رفتن باشند و احساس لذت را در ما ایجاد کنند.تراوش آندومرفین در خون هم زمان مایه کاهش پریشانی و استرس و درد ، و افزایش احساس خوشنودی و خوشحالی، و نیز حتی گنجایش های ذهنی و هوشی می شود.
کار کرد دیگری که پدیده ی «لذت بردن» در زندگی روزمره ی ما دارد این است که به گونه موتور اعمال ما عمل می کند.زیرا تجربه ی لذت، به نام پاداشی است که انگیزه ی ما را برای دوباره انجام دادن آن فعالیت، افزایش می دهد.به راستی یادبود ی لذت در ذهن ما، امیالمان را بیدار نگه می دارد.تجربه ی لذت به آدمی یاری می دهد که وجود زمینی اش را آسان تر بپذیرد.وجودی که آگاهی به مرگ او را می تواند به اوج پریشانی برد.سده های فراوانی آدمی لذت را به نام گناه تلقی می کرد چنانچه جستجوی لذت، بزرگ ترین محرک و موتور زندگی است.
- نبود ارضای امیال جنسی
نبود ارضای امیال جنسی، بر جسم و روان فشاری فراوانی وارد می کند. اگر محرومیت ها گذرا باشد تاثیرات نیز گذرا هستند. ولی اگر به گونه مدام حضور داشته باشند، می توانند تاثیرات ژرف تری بر ابعاد گوناگون بدنی و روحی فرد وارد کنند. نبود تجربه ی لذت جنسی برای زن و مرد، با کاهش بیش از اندازه هورمون آندو مورفین همراه است و همانگونه که گفتیم، این هورمون عامل مهمی در ایجاد احساس آرامش و شادی دارد.
نباید فراموش کرد که «حضور میل» اهمیت فراوانی در تجربه ی لذت در فرد دارد. بارور کردن میل یکی از عواملی است که انسان را در رسیدن به لذت جنسی یاری می دهد.بخاطر همین است که برای نمونه نوازش، نقش مهمی را در رابطه ی جنسی بازی می کند.به راستی نوازش در بسیاری موارد با افزایش خواهش جنسی کسان، مایه می شود که رابطه ی جنسی ارضا کننده تر ی با یکدیگر داشته باشند.
- میل جنسی زن، معضلی به درازای تاریخ
میل جنسی زن در بیشتر دوران های تاریخی، به گونه ای منفور نگریسته شده است . به
خاطر همین است که بیشتر قوانین مذهبی و اجتماعی، کوشش در مهار و سرکوب این امیال زن داشته اند. میل جنسی زن چنان ایجاد هراس می کرده است، که بطرق گوناگون کوشش در مهار کردن آن کرده اند. خلق داستان ها و افسانه هایی که در آن ها، زن و میل جنسی او، به گونه ای اهریمنی و ویرانگر به نمایش گذاشته شده است، نمودی از این هراس است. در یونان باستان، افسانه های فراوانی ابداع کرده بودند که در آن ها، پرسوناژهای اصلی ارواح خون آشام زنانی بودند که حتی پس از مرگ نیز در جستجوی ارضا امیال ناپاک شان بودند..
در هند ترس از زن در این زبانزد به چشم می خورد:
« همچنان که آتش را با چوب نمی توان آرام کرد و تمام رودهای جهان، برای پر کردن دریا کفایت نمی کنند، میل زنان نیز هیچ گاه آرام نخواهد گرفت، حتی اگر تمام مردهای جهان را در اختیارشان بگذاری.»
در اروپای سده های میانی، پدران کلیسا تمام تلاششان بر این بود که کریه ترین چهره ی ممکن را از خواهش های جنسی زن ارائه دهند . برای سنت. ژان کریستف، تمام جادو های سیاه از اشتهای سیری ناپذیر زنان سرچشمه می گیرد .
یکی از مشغولیات ذهنی بزرگ ی پزشکان سده 19 این بود که چگونه این اشتهای سیری ناپذیر زن را خاموش کنند. «دکتر جولیوس فیو» در سال 1880 درباره میل جنسی زن اینگونه توصیح می دهد:
« شهوت جنسی زن خوشبختانه پنهان است. یعنی زن برای کشف این شهوت نیاز به کمک مردان دارد. تا مردی آن را بیدار نکند، این خواهش ها خفته می مانند.برآیند اینکه مردها باید کاملا مواظب باشند که تا می توانند از بیدار شدن این امیا ل جلوگیری کنند و مراقب باشند که در هنگام انجام عمل جنسی، کاری انجام ندهند که این لذت های شدید در زن بیدار شود.نباید فراموش کرد که همه ی زن های نجیب هم به گونه نهفته این شهوات بی حد را در خود نهفته دارند و این وظیفه ی همسر است که مواظب باشد با نوازش های خطرناک این لذایذ را بیدار نکند.» دکتر جولیوس فیو.
پزشکان دیگر برای مهار کردن این امیال، راه های دیگری نیز پیشنهاد می کردند از آن میان: آموزش زن در منفعل بودن، خجالتی و بی دست و پا بودن، بکارگیری کمر بندهای عفت که آلت تناسلی زن را در خود زندانی می کرد و در پایان اگر هیچکدام از این ها چاره ساز نبود، به بریدن بخش تا بخش هایی از آلت تناسلی زن اقدام می ورزیدند. زیرا به باور ی آن ها، زن خوب و نجیب زنی بود که از امیال جنسی عاری باشد و تجربه ی لذت جنسی را با خود به گور ببرد.
همه این اقدامات، به کار آمد و همانگونه که دکتر ویلیام در سال 1840 اعلام می کند:
« هم اکنون با روشنی تمام می توانم اعلام کنم که سکسوآلیته زن خاموش شده است.عشق به کانون خانواده و فرزندان و کارهای خانه، تنها علائقی است که زن ها احساس می کنند. گاهی پیش می آید که یک زن عمل جنسی را برای ارضا خودش درخواست کند.» دکتر ویلیام
تعریف مشخصی برای واژه پیچیده «سکسوآلیته» ارائه نشده است.
در فرهنگ ما نیز اگر به ادبیات ایران رجوع کنیم، بازتاب چنین تصویری را از زن مشاهده می کنیم:
خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ، در اندرزی به پسرش از قول نظامی گنجوی چنین می گوید:
«زن گر نه یکی هزار باشد در عهد کم استوار باشد
زن دوست بود، ولی زمانی چون جز تو نیافت دلستانی
چون جز تو کس دگر ببیند خواهد که تو را دگرنبیند
این کارزنان پاکباز است افسون زنان بد دراز است» خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی
در اینجا پرسش اصلی که در ذهن نقش می بندد این است که آیا به راستی این خواهش های جنسی زن تا این حد سیری ناپذیر است؟ این که میل جنسی زن چیست و چگونه خود را نشان می دهد، بحثی مفصل است که در گفتار ما نمی گنجد و آن را به مقالات بعد موکول می کنیم. تنها ذکر این نکته لازم است که زن بخاطر ساختار عضو تناسلی اش و نقاط حساس آن (و نیزبه دلایل دیگر)، توانا است حس های جنسی بسیار نیرومند را تجربه کند.ولی به انگیزه نبود تقارنی که در زمینه ی جنسی با مرد دارد، بیشتر در برابر احساس محرومیت است.«عدم تطابق زمانی» که می تواند میان ارگاسم (اوج لذت جنسی) زن و مرد وجود داشته باشد می تواند عاملی باشد که مانع رسیدن زن به اوج لذت جنسی شود و همانگونه که نیاکان ما نیز پی برده بودند، بیدار شدن و ارضا شدن میل جنسی در زن، به انگیزه متفاوت بودن و دیررس بودنش در برابر میل جنسی مرد، می تواند در رابطه کشف نشده بماند.
- میل جنسی و ترس
یکی از موانع لذت جنسی ترس است. ترس به گونه ای می تواند «میل جنسی» را در انسان به اعماق وجودش سوق دهد.
- ترس از گناه
همانگونه که گفتیم در بسیاری از فرهنگ ها، عشق جنسی رابه عنوان گناه تلقی می کنند. این مسئله مایه شده است که بسیاری از کسان، «میل جنسی» و «لذت جنسی « را با گناهکار بودن برابر قرار می دهند. سکوتی که در بسیاری از خانواده ها در برابر مسائل جنسی هست، بس است که ذهن فرزندان از آن تابویی بزرگ بسازد. در این خانواده ها، بچه ها خیلی زود در می یابند که نه تنها پرسش کردن در این زمینه ها بازداشته است، بلکه کوچکترین حرکتی که به گونه ای با سکسوآلیته در ارتباط باشد نیز به سختی بی شرم است. حتی اگر در حوزه ی ذهنی باشد: خواب دیدن ، میل داشتن، نگاه کردن، بدن خود را نوازش کردن اگر هم کلامی در این باره بازگو شود با ارزش گذاری های منفی همراه است: «زشت است»، «منفور است» تمام اینها در این جهت که تصویر شنیعی از امیال جنسی داده شود. (برای نمونه مشاهده می کنیم تا زمانی نه چندان دور دراروپا، احساس گناه شدیدی در برابر امیال جنسی به کسان اعمال می شد و از متدهای گوناگونی برای سرکوب میل جنسی در نوجوانان بهره گیری می کردند(به ویژه در سده 18 و 19) . برای نمونه برای اینکه نوجوان در رختخواب و حتی در خواب دست به خودارضایی نزند، از روشهایی همانند: زندان کردن دست ها در کیسه، بستن دست ها در هنگام خواب و ازهمه هراسناک تر، نسب حلقه ای فلزی به آلت تناسلی پسرها در هنگام خواب، بهره گیری می کردند.این حلقه ها از درون دارای تیغه های سوزن مانندی بودند که چنانچه در خواب نیزبه نوجوان حالت تحریک جنسی دست می داد، تماس پوست آلت با تیغه های حلقه، مایه ایجاد دردی شدید و پایان دادن به این «میل منفور» بود.)
باید بگوییم ، با بازبینی زمان، کودک ونوجوان این تابو ها را درونی می کنند.این تابو ها، به گونه ای میل رابه زنجیر می کشند و مایه می شوند طبیعی ترین حس انسان یا سرکوب شود و یا حضورشان فرد را در هراس واز خود بیزاری غوطه ور کند .به راستی درونی کردن این تابو ها، می تواند اختلالات مهمی در میل جنسی و نیز رسیدن به لذت جنسی ایجاد کند. برای نمونه، فرد به محض قرار گرفتن در رابطه، دچار ترس های شدید می شود. ترس هایی که او را از داشتن یک رابطه جنسی ارضا کننده محروم می کنند و یا هر بار که فرد تصمیم به برقراری رابطه ی جنسی بگیرد افکار مزاحم، چیزهای دیگری را جایگزین میل جنسی فرد می کنند. « اکنون موقع پسندیده نیست، کلی کار دارم، ظرف های ناپاک مونده یا باید برم فاکتورها رو بدم«
یکی از پدیده هایی که بعنوان نمونه در برخی از مردها سکس را با پریشانی بسیار همراه می کند، این است که به گونه ناخود آگاه ارتباط با هر زنی برایشان یادآوری رابطه با مادرشان است. این که مرد، زن را تنها به نام «جایگزین مادرش» بپندارد، مایه می شود که در هنگام برقراری رابطه ی جنسی، پریشانی های شدیدی را در حوزه ی آگاه ذهنش تجربه کند. زیرا این رابطه در نا خودآگاهش تصویری از «همخوابگی با مادرش» را دارد. بخاطر همین است که گروهی از مردان که وابستگی شدیدی به مادرانشان دارند، در هنگام آغاز رابطه با یک زن دچار ترس های شدیدی می شوند و این ترس ها به گونه ای بر میل جنسی آن ها به آن زن کارایی می گذارد و حتی می تواند مایه تجربه ی ناتوانی جنسی در فرد شود. در خیلی از این موارد، برای حل دشواری ، باید به اعماق و ریشه های آن پرداخت و در همین جهت، گاهی «روان درمانی»، الزامی می شود.
- دست درازی جنسی در دوران کودکی
ترس زاییده از تجربیات منفی: از عوامل دیگری که می تواند در فرد ترس های ژرف در رابطه با کشش های جنسی ایجاد کند، تجربه های وحشتبار جنسی دردوران کودکی است. دست درازی های جنسی به فرد در سنین پایین، می تواند در او احساس کینه عمیقی در برابر امیال جنسی ایجاد کنند . زیرا برای فرد میل جنسی، یادآوری گر حس شرم و تحقیر و هراس می شود.
یکی از عوامل دیگر ترس از نزدیکی جنسی، نخستین تجربه ی جنسی می تواند باشد.این مسئله، به ویژه در زن ها و در کشورهای سنتی که حتی روز و ساعت نخستین رابطه ی جنسی، از پیش تعیین شده است به چشم می خورد. نبود آگاهی مرد به چگونگی بر انگیختن و ارضای امیال جنسی او ونیز نا آشنا بودن خود زن به امیال جنسی اش، در خیلی از موارد، این تجربه را برای زن به تجربه ای دردناک و مشمئز کننده تبدیل می کند.
- ترس از لذت
هر چند این تیتر می شود در نظر نخست به نظرمان غریب بیاید، زیرا گویی که گیرایی لذت برای ما به اندازه ای است که قاعدتا ترس را در همان نخست باید فروریخته کند. ولی شوربختانه این ترس، جزو ترس هایی است که می تواند میل جنسی را در چنگال خود دستگیر کند.در حقیقت، تجربه ی لذت جنسی، تجربه ایست که هنگامی نهایت فرد رادر بر می گیرد، می تواند برای کسانیکه دوست دارند همه چیزشان در مهار فکر و منطق باشد، هراس غریبی ایجاد کند.زیرا برای این کسان، غرق شدن در لذت برابر است با «بچه گانه «عمل کردن. یکی از بیم های این کسان این است که با رها شدن در لذت، تصویر مضحکی از خود به فرد مقابل ارائه دهند. زیرا غرق شدن در لذت می تواند واکنش های فرد را از کادری که خودش و دیگری از او در ذهن دارند بیرون کند و جنبه ی دیگری از او را به نمایش بگذارد.برای نمونه اگر فردی باشد که عادت نداشته باشد احساساتش را در حرکات بدنش ، در صدایش و نگاهش بروز دهد، تجربه ی لذت را به نام خطری برای تصویری که از خود دارد و نیز تصویری که کوشش دارد از خود به هم بسترش دهد، بپندارد و سرانجام ترس از اینکه بروز این تجربه در ارتباطی که با فرد مقابل دارد کارایی بگذارد.شاید بگویید خوب چه از این بهتر! ولی دشواری این است که در خیلی روابط، نگه داشتن فاصله با دیگری، عملکرد های ویژه خودش را دارد و از دست رفتن این فاصله برای برخی آدم ها گران تمام می شود.فرد حتی می تواند با بودن لذتی که از رها شدن در نوازش های دیگری حاصلش می شود، در روبروی این میل پایداری کند و آن به این چرایی که در زوجشان همیشه اوست که همه چیز را در دست می گیرد و مهار می کند.
در اینجا بجاست کمی نیز از «ترس از صمیمیت» سخن بگوییم.
- ترس از صمیمیت
گفتیم «نگه داشتن فاصله ی عاطفی»، جزو مکانیسم های دفاعی برخی از اشخاص است. صمیمیت عاطفی میان یک جفت، تنها به در آغوش هم خفتن و یا گفتن جمله های احساسی و جنسی خلاصه نمی شود. صمیمیت، دیگری را به ژرفای درون خود راه دادن را نیز در بر می گیرد. با اینکه احساس خوبی می تواند باشد ولی ریسک «بدفهمی»، «احساس کوچک شدن» از سوی سوی دیگر را نیز به دنبال داشته باشد. به این انگیزه و دلایل دیگر که در بحث ما نمی گنجد، در برخی کسان رابطه ی خودمانی به منزله ی دست درازی به حریم شخصی شان است و چون رابطه ی جنسی به گونه ای می تواند در خود شخص و یا در شخص مقابل، انتظار صمیمیت پدید آورد، پس برای فرد به گونه ای به نام تهاجم نیروهای بیگانه به سرزمین درون پنداشته می شود.
اگر در عواملی که در بالا ذکر کردیم توجه کنیم، متوجه می شویم که «رابطه»، یکی از فاکتورهای مهمی است که در ایجاد «ترس از میل جنسی» نقش دارد. از این روی لازم می دانیم درباره چگونگی کارایی این دو بر هم، نکاتی را بازگو کنیم.
- میل جنسی و رابطه
یکی از تفاوت های بزرگ ی انسان با حیوانات در زمینه ی جنسی این است که امیال جنسی انسان از بعد غریزی شان بسیار فراتر می روند. از عواملی که برامیال جنسی انسان کارایی فراوان دارد، رابطه های انسانی با همه پیچ و خم هایش است.کیفیت و چگونگی رابطه عاطفی و روحی دو تن، عامل تعیین کننده ای در ارتباط جنسی آن ها می باشد.
امیال جنسی ما وقتی در رابطه با دیگری قرار می گیرند، با بسیاری عوامل دیگر ترکیب می شوند.ما، پیام هایی که در زندگی روزمره نمی توانیم به شخص مقابل انتقال دهیم، با امیالمان ترکیب می کنیم. به این معنی که رابطه جنسی برایمان تنها وسیله ای برای ارضای امیال نمی شود، بلکه می تواند ابزاری شود که بدست ی آن با زبان گاهی «غیر کلامی» سخنان ناگفته مان را با دیگری در میان بگذاریم. و یا حتی خشم ها و خشم ها و ناخشنودی هایی که در ابعاد دیگر از شخص مقابل داریم، به روابط جنسی انتقال دهیم. میل به تحقیر ویا سرزنش دیگری نیز در رابطه جنسی می تواند بازتاب پیدا کند.به ویژه زمانی که بهره گیری از«زبان» و «سخن گفتن» برای در میان گذاشتن دشواری های و دلخوری ها، کنار گذاشته شود، سکس به نام حوزه ای که درآن دو فرد بطورتنگاتنگ با هم در ارتباط هستند، تبدیل به فضایی «پسندیده» (یا بهتر است بگوییم نامناسب!) برای «گفتگوهای های غیر زبانی» می شود. نوع رابطه ای که هر دو سوی در زندگی روزمره با هم دارند، می تواند دربستر زناشویی ادامه پیدا کند.برای نمونه اگر جفت دچار دشواری «بازی قدرت» در رابطه شان باشند، حضور این پدیده در میل جنسی و در کیفیت معاشقه شان امکان دارد ایجاد اختلالاتی کند.
میل جنسی در انسان، نیاز به شکوفایی رابطه در ابعاد روحی- عاطفی اش دارد و به گونه متقابل، میل جنسی به دیگری، جزو پایه های یک رابطه ی شکوفا و خودمانی در زندگی زناشویی است.این دو عامل نه تنها در رابطه ی دو طرف مهم هستند، بلکه کارایی بسزایی نیز در خودباوری و تصویری که فرد از خود و دیگری دارد می گذارد.
در هر صورت واقعیت زیر انکار ناپذیر است:
دشواری بتوان به کسی که به نام فرد برای ما ارزش قائل نیست، میل جنسی داشت.
بر خلاف چیزی که خیلی از ما تصور می کنیم، در روابط طولانی مدت، عشق و یا حتی کشش جنسی میان دو تن برای برقراری یک رابطه جنسی ارضا کننده، کافی نمی باشد. می بینیم که سیستم روانی و ارتباطی آدمی، بدلیل پیچیدگی هایش، می تواند به گونه مثبت و یا منفی بر «میل جنسی»، کارایی بگذارد. تعمق در رابطه و نیز ترس های خودآگاه و ناخودآگاهمان، می تواند قدم مثبتی باشد برای اینکه با خواهش های جنسی خود مستقیم تر ارتباط برپا کنیم.
انتهاي پيام/.
منبع: دکتر مژگان کاهن -روانشناس


سلام
بسیار جالب بود
به ویژه که این ترس از زنان فقط به ایران و فرهنگ های شرقی بر نمی گرده و در همه جوامع وجود داشته
سلام من در كودكي ونوجواني كارهايي كردم كه حالا يادم مياد خجالت ميكشم البته هميشه مفعول بودم چكار كنم از اين حس رها بشم
سلام برام عکس های … و خفن بفرستید ممنون
این کارهاروبزارکناربه نفعت نیست
khak to saret 09192666708
sait besiar khobi darid
سلام
مقالاتتون بسیار جالب هستند
لفا برای من ارسالشون کنید
ممنون
باعرض ادب واحترام ازویبلاگ شما وتشکر ازاینکه جوانان رابه سوی ارزشهای درست هدایت می کنید *** با تشکر
مقاله ی بسیار جالبی بود به دل من که خیلی نشست امیدوارم باز هم از این مقالات که جوانان ما رو به جهت صحیح در این وادی هدایت می کند بر روی سایت بگذارید
HI.az vebe khobeton mamnon
سلام لطفابرای منعکس خفن ایرانی به ایمیلم بفرستیدممممنون میشم
سلام09132175792 برای دوستی کسی هست از اصفهان 28 ساله ممنون میشم بای
لطفآ بامن تماس بگیر متشکرم
بامن تماس بگیرید0093777538888
inja ghesmate nazarate na jaye telefon gozashtan bifarhanga
are manam ba neda movafegham bad nist yechizayi ro yad begirid
سلام مطالب بسیار مفید لازم وحیاتی را با بیانی روشن علمی ودرعین حال متین می نگارید . موفق باشید